فضیلت

به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث می‌شود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.






اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.

اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.

ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.






عدالت

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.






سعادت

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.






مکاتب
فراطبیعت‌گرایی

فراطبیعت گرایی تقریباً ابتدایی‌ترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیان‌های اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته می‌شود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آن‌ها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا این‌ها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.

مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصه‌ها منظم شده اند.

در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:

تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.






طبیعت‌گرایی

دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.

طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.

طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.

مهم‌ترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده می‌شود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخه‌های مذکور مشخص می شود.





دلیری

شجاعت یا دلیری به معنی از‌جان‌گذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بی‌باکی (تهور) و ترسو بودن به‌شمار می‌آید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری

ملاصدرا در تعریف آن گوید :

شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائل‌اند دو طرف افراط و تفریط آنند.

ابن مسکویه نیز دلیر را این‌گونه تعریف می‌کند:

شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمی‌توان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماری‌های خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمی‌توان نامید.

ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمی‌توان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا ساده‌لوح محسوب می‌شوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانی‌که کاری را بر عهده می‌گیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام می‌باشد.






رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامه‌هایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود می‌کند.






در وکالت

وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازم‌الاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.






در پزشکی

رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمی‌توانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.






در تجارت

رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعه‌ای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.





اخلاق کاربردی

اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزه‌های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.

اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.

اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.

به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزش‌ها و ایده آل‌های اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی‌ها ورفتارها است.

بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
2:14 am
آکواریوم

اگر علاقه مندید آکواریوم داشته باشید هم می توانید آن را به صورت آماده خریداری کنید و هم می توانید آن را به سلیقه خودتان بسازید، البته اگر آکواریوم را به صورت آماده تهیه کنید این مزیت را دارد که می توانید تمامی وسایل مورد نیاز را نیز به صورت یکجا تهیه نمایید. اما اگر کمی وقت و حوصله به خرج دهید می توانید آکواریوم دلخواهتان را خودتان بسازید که در این صورت هم لذت می برید و هم ارزانتر تمام می شود.

شکل آکواریوم

بهتر است آکواریوم به شکل مکعب مستطیل باشد زیرا در اینصورت هم سطح تهویه آب افزایش می یابد و هم ماهی ها فضای بیشتری برای شنا در اختیار دارند.






ضخامت شیشه آکواریوم

ضخامت شیشه آکواریوم با توجه به حجم آن متغیر است. به عنوان مثال، در آکواریوم با حجم 30 لیتر می توان از شیشه ای به ضخامت 4 میلی لیتر استفاده کرد در حالیکه برای ساخت آکواریومی با گنجایش بیشتر از 30 لیتر باید شیشه 6 میلی متری بکار برد.

محل قرارگیری آکواریوم

قبل از خرید آکواریوم ابتدا محل قرارگیری آن را مشخص کنید. در تعیین محل قرارگیری آکواریوم باید به چند نکته توجه نمایید: 1-اول آنکه از قراردادن آکواریوم در مجاورت پنجره درب ها و نور مستقیم خورشید اجتناب کنید زیرا نور مستقیم و شدید خورشید باعث رشد بی رویه جلبک ها می شود. 2- از قراردادن آکواریوم در محیط های آلوده و پردود و پرگردوغبار بپرهیزید. 3- هرگز آکواریوم را در محیط های پر رفت و آمد و شلوغ قرار ندهید در عوض آن را در جایی بگذارید که هم بتوانید از منظره زیبایش لذت ببرید و هم در موقع لزوم رسیدگی های لازم را انجام دهید. 4- همواره آکواریوم را روی سطح صاف و همواری که تحمل وزن آن را داشته باشد قرار دهید.

ابعاد آکواریوم

پس از اینکه محل قرارگیری آکواریوم را معین نمودید باید با توجه به اندازه آن محل، ابعاد آکواریوم خود را تعیین کنید. اما آیا می دانید که بهترین اندازه برای آکواریوم چقدر است؟ درواقع برای این سؤال، پاسخ کاملاً مشخص و دقیقی وجود ندارد زیرا عوامل مختلفی بر آن تأثیر گذارند اما به طور کلی می توان گفت بهتر است با توجه به اندازه ماهی هایی که قرار است خریداری کنید حداکثر اندازه متناسب با آن نوع ماهی ها را در نظر بگیرید. همواره این نکته را به خاطر داشته باشید که آکواریوم نباید از یک حدی کوچکتر باشد اما برای بزرگی آن محدودیتی وجود ندارد، به بیان بهتر می توان گفت هر چه آکواریوم بزرگتر باشد بهتر است. البته منظور ما از بزرگی، ارتفاع آن نیست بلکه منظورمان این است که بهتر است آکواریوم سطح وسیعتری داشته باشد (طول و عرضش بیشتر باشد) زیرا در این حالت مقدار تبادل گازی آب با محیط افزایش می یابد و بدین ترتیب، اکسیژن به میزان کافی در اختیار آبزیان قرار می گیرد. برای انتخاب آکواریومی با گنجایش مناسب همواره به این نکات توجه نمایید:

1- نوع ماهی ها: یکی از مهمترین عواملی که در تعیین ابعاد آکواریوم دخیل است نوع ماهی هاست. به عنوان مثال، برخی از انواع ماهی ها نظیر گلدفیش1 (طلا ماهی)، فضولات زیادی تولید می کنند بنابراین برای آنکه آب، کیفیت خود را به سرعت از دست ندهد بهتر است از این نوع ماهی در آکواریوم هایی که گنجایش بیشتری دارند نگهداری کنیم، زیرا همانطور که می دانید افت کیفی آب برای آبزیان خطرناک است. یکی دیگر از مزایای استفاده از آکواریوم هایی که گنجایش بیشتری دارند این است که در این نوع آکواریوم ها نیازی به تعویض مکرر آب نیست و کنترل کیفی آب در مقایسه با آکواریوم های کوچکتر آسانتر است. زیرا تجمع فضولات و مواد زائد، تأثیر چندانی بر کیفیت آب نخواهد داشت.
از سوی دیگر، برخی از انواع ماهی ها نظیر گاپی2 عاشق زندگی در جاهای وسیع هستند زیرا بدین ترتیب برای تکثیر و تولیدمثل فضای کافی در اختیار دارند.

2- اندازه ماهی ها: قبل از خرید آکواریوم باید بدانیم اندازه بزرگترین ماهی مورد نظر ما چقدر است تا بتوانیم در مورد سایز آکواریوم تصمیم گیری نماییم. به عنوان مثال، برخی ماهی ها نظیر (نئون تترا)3 ، حداکثر 5/2 سانتی متر، طول دارند در حالیکه طول برخی گونه های بزرگتر نظیر (آروانا)4 به 5/91 سانتی متر یا بیشتر می رسد، بنابراین در موقع خرید آکواریوم باید به اندازه ماهی ها توجه نمایید. هر 1 سانتی متر طول معادل حدوداً 10 سانتی مترمربع

3- تعداد ماهی ها: اگر چه کارشناسان در مورد مساحت مورد نیاز برای هر یک از ماهی ها نظرات مختلفی ارائه داده اند اما به نظر می رسد به ازای هر یک اینچ5 از طول هر ماهی، مساحتی معادل 5/30 سانتی مترمربع از آکواریوم مورد نیاز است. به عنوان مثال، اگر یک جفت ماهی 6 اینچی (24/21 سانتی متر) داشته باشیم مساحتی معادل 76/365 سانتی متر مورد نیاز است.
از آنجائیکه فضای کافی، تأثیر مهمی بر رشدونمو آبزیان دارد بنابراین آکواریوم باید اندازه مناسبی داشته باشد. ضمناً از قراردادن تعداد زیادی ماهی در آکواریوم بپرهیزید زیرا این کار سلامت آن ها را به خطر می اندازد. همواره به خاطر داشته باشید که انتخاب آکواریومی با اندازه نامناسب می تواند مشکلات زیادی را با خود به همراه داشته باشد.

محاسبه گنجایش آکواریوم

گنجایش آکواریوم بر حسب لیتر از طریق این فرمول محاسبه می شود:
(برحسب لیتر) 1000 ÷ ارتفاع × عرض × طول = گنجایش آکواریوم
اگر می خواهید گنجایش آکواریوم را برحسب لیتر گالن6 به دست آورید کافی است عدد به دست آمده را در 22/0 ضرب نمایید.




چگونه آکواریومتان را تمیز نگه دارید


مشکلاتی از قبیل کدر شدن و تغییر رنگ دادن صخره ها و ضعیف شدن فیلتر را می توانید با مراقبت صحیح از آکواریوم به راحتی حل کنید.

مشکلات متداول در آکواریوم های خانگی:


1-آب کدر (کثیف)
آسانترین روش برای حل این مشکل، نصب فیلتر برقی و استفاده از آن است. نصب این فیلتر بسیار آسان است و آکواریوم رابه طور خودکار تمیز می کند با این وجود باید فیلتر را هر چندوقت یک بار تمیز کنید. ابر فیلتر باید 3 الی 4 هفته یکبار تمیز شود. جهت از بین بردن رنگ و بو و ناخالصی آب می توانید از ذغال کربن فعال شده استفاده نمایید.
یکی از راههای مناسب، تعویض قسمتی از آب یا سیفون می باشد.

ابتدا سر شلنگ سیفون را در آکواریوم قرار می دهیم.
به آرامی سر لوله شلنگ را می مکیم وآب و لجنی را که وارد آن شده، داخل یک سطل تخلیه می کنیم. اگر سیفون، پمپ داشته باشد می توانیم آن را فعال کنیم.
سر شلنگ سیفون را می توان با دست در فاصله 2 سانتی متری از روی شن های آکواریم قرار داد، تا آنها نیز تمیز شوند. اگر خرده شن در سیفون گیر کند باید آن را از آکواریوم بیرون بیاوریم و شن را خارج کنیم.
آب را تا اندازه 5 سانت از سطح آب تخلیه کنید و مجددا آب تمیز وارد آکواریم نمایید.

همچنین می توان از فیلتر به عنوان یک منبع اکسیژن، جهت ایجاد جریان در آب استفاده کرد زیرا فشار وارد شده به آب درون فیلتر باعث ایجاد جریان مناسب آب درآکواریوم می شود و به تمیزی آب نیز کمک می کند.

2- رشد جلبک
روش های آسانی برای جلوگیری از رشد جلبک ها وجوددارد:
- ماهی های جلبک خوار، نظیر کت فیش ها، یا لجن خوارها(Plecostomus) برای آکواریوم خود خریداری کنید. این ماهی ها ظاهر زیبایی ندارند، ولی درکاهش رشد جلبک نقش بسزایی ایفا می کنند و آکواریوم راتمیز نگه می دارند. درمواردی که آکواریوم خود را ، نزدیک نور آفتاب قرار می دهید، رشد جلبک ها زیاد می شود اما با وجود ماهی های لجن خوار در آکواریوم، مشکلی برای آکواریومتان پیش نخواهد آمد ولی در غیر این صورت، خودتان باید هر چند وقت یک بار،آکواریوم راتمیز کنید.
همچنین توصیه می شود آکواریومتان را در مکان آفتاب گیر قرار دهید تا به ماهیان، کمی آفتاب برسد. اگرچه هنگامی که آکواریوم در معرض نور خورشید قرار گیرد جلبکها رشد می کنند ولی اگر ماهی لجن خوار (Plecostomus) داشته باشید آکواریومتان را تمیز نگه می دارند چون مقدار غذای مورد نیازشان را آنجا می یابند اما اگر ماهی لجن خوار نداشته باشید خودتان مجبورید هر چند وقت یکبار آکواریومتان را تمیز کنید . برای پاک کردن جلبک ها از شیشه آکواریوم، به یک کاردک مخصوص، نیاز دارید که در فروشگاه های لوازم آکواریوم به راحتی یافت می شود. انواع مختلف کاردک در بازار موجوداست. برای مثال، کاردک آهنربایی باعث می شود که دست شما خیس نشود. اسفنجهای پاک کننده (به جای کاردک) نیز موجودند که جهت استفاده از آنها باید دست را داخل آکواریوم ببرید. هم چنین می توانید از داروهای ضد جلبک جهت از بین بردن جلبک ها نیز استفاده کنید.


3- کدری آب
عوامل متعددی باعث کدر شدن آب می شوند:
یکی از عوامل، تغذیه بیش از حد ماهی ها است. باید به ماهی ها فقط روزی 3 الی 4 بار غذا دهید و در هر نوبت، میزان غذا باید به اندازه ای باشد که در طی 3 الی 5 دقیقه، همه آن خورده شود. در غیر این صورت، باقی مانده غذا به سرعت در کف آکواریوم جمع می شود و منجر به آلوده شدن آب آکواریومتان می گردد.
ساعت : 2:14 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
آکواریوم مصطفی | next page | next page